بررسیهای کارشناسی نشان میدهد که استقرار پنلهای خورشیدی بر بامهای مسکونی، تجاری و صنعتی، تطابق کاملی با پیک مصرف شبکه دارد.

بحران ناترازی انرژی در ایران، پیش از آنکه ریشه در کمبود منابع مالی یا شرایط اقلیمی داشته باشد، ماحصل گرههای کور بروکراتیک و موانع در سطح تنظیم گری است. در شرایطی که تابستانها با قطعی مکرر برق مواجهیم و احداث نیروگاههای بزرگمقیاس زمانبر است، توسعه سریع سامانههای خورشیدی پشتبامی و انشعابی، سریعترین و در دسترسترین راهکار استراتژیک برای بازگرداندن پایداری به شبکه انرژی کشور محسوب میشود.
بررسیهای کارشناسی نشان میدهد که استقرار پنلهای خورشیدی بر بامهای مسکونی، تجاری و صنعتی، تطابق کاملی با پیک مصرف شبکه (ناشی از بار سرمایشی در تابستان) دارد. تولید برق دقیقاً در نقطه مصرف- که از مزایای اصلی پنل خورشیدی است- علاوه بر کاهش چشمگیر تلفات شبکه انتقال و توزیع، میتواند در فصلهای سرد سال نیز با کاهش تقاضا از شبکه، از فشار مضاعف بر تأمین گاز نیروگاههای حرارتی را بکاهد. با این حال، چرا روند توسعه این ظرفیت عظیم در بامهای شهرها و شهرکهای صنعتی با کندی روبهروست؟
ریشه این عقبماندگی را باید در خلأهای ساختاری توسعه تولید پراکنده جستجو کرد. در واقع گلوگاه اصلی عدم توسعه سامانههای پشتبامی، نیازمند رفع موانع حقوقی و قانونی، تامین سریع تر تجهیزات و ایجاد ساز وکار فروش برق تولیدی حاصل از این نوع نیروگاه ها در جهت ایجاد بازار و انگیزهی اقتصادی لازم برای آن ها است تا بتوان با رفع موانع نهادی پیش پای شهروندان و کسبوکارها، مسیر این سرمایهگذاری خرد و اثربخش را هموار کرد.
جهت اقدام عملیاتی و خروج از بنبست فعلی، اجرای یک بسته سیاستی در یک پنجره زمانی ششماهه متناسب با شرایط حساس کشور با تمرکز ویژه بر نیروگاههای انشعابی و پشتبامی الزامی است:
۱. هوشمندسازی و اتوماسیون مجوزهای نیروگاههای مقیاس کوچک: فرآیند ثبتنام و صدور مجوز در سازمان انرژیهای تجدیدپذیر(ساتبا) و شرکتهای توزیع برق منطقهای برای متقاضیان خانگی و صنعتی باید به صورت کاملاً سیستمی و آنی دربیاید تا سردرگمی شهروندان در ادارات کاهش یابد.
۲. تنوعبخشی به مدلهای قراردادی: علاوه بر خرید تضمینی، باید با ایجاد سازوکارهای نوین (نظیر قراردادهای دوجانبه مستقیم یا تسهیل ورود تجمیعکنندگان)، مسیر درآمدی شفاف و مطمئنی برای صاحبان نیروگاههای پشتبامی ایجاد کرد.
۳.اولویتبخشی به خودتأمینی برق: سیاستهای تشویقی باید بهگونهای اصلاح شوند که مشترکانی که روی بام خود برق تولید و مصرف میکنند، از معافیتهای جذاب در قبوض و پاداشهای مدیریت مصرف بهرهمند شوند.
۴. تسهیل تأمین تجهیزات خرد: تسریع فوری در صدور مجوزهای واردات اینورترها و دیگر تجهیزات متناسب با مقیاس خانگی، همزمان با حمایت از تولیدکنندگان داخلی، برای کاهش هزینه تمامشده نصب نیروگاه در بامها ضروری است.
۵. تدوین چارچوب حقوقی مشاع برای ساختمانهای چندمالکیتی: فقدان قوانین شفاف برای استفاده از مشاعات در آپارتمانها، بزرگترین مانع توسعه سامانههای اشتراکی خورشیدی است. تدوین یک رویه حقوقی یکپارچه، ظرفیت بینظیر بامهای مجتمعهای مسکونی را آزاد میکند.
۶. توسعه شبکهای از نصابان و پیمانکاران محلی: آموزش، استانداردسازی و رتبهبندی شرکتهای کوچک پیمانکاری در سطح محلات و شهرها، تضمینکننده نصب سریع، ایمن و استاندارد سامانههای پشتبامی برای عموم مردم خواهد بود. این اقدام مستلزم توسعه مقررات پیرامون تجمیع کنندگان برق، هرچه سریع تر توسط وزارت نیرو است.


